نتانياهو: كجاي دنيا را اسم ببرم كه ايران نفوذ نداشته باشد؟
خبرگزاري فارس: نخست وزير وحشت زده رژيم صهيونيستي مي گويد: ايران از افغانستان تا آمريكاي لاتين نفوذ پيدا كرده است.

به گزارش گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، روزنامه كيهان ستون اخبار ويژه امروز دوشنبه خود را به موضوعات زير اختصاص داد:
*عاليجناب "پونز " ستون پنجم كيهان در ميان اپوزيسيون!
2 مقاله پي در پي اكبر گنجي با موضوع رد تقلب در انتخابات رياست جمهوري و قطعيت شكست موسوي از احمدي نژاد، محافل ضد انقلاب را به شدت آشفته و سردرگم كرده است.
در حالي كه اين محافل قهرمان سابق خود را با انواع ناسزاها مورد حمله قرار مي دهند ارزيابي ها حاكي است تحليل گنجي متعلق به خود وي نيست بلكه جمع بندي طراحان اصلي فتنه و آشوب سال 88 است كه صرفاً به قلم گنجي در گويانيوز (ارگان سازمان سيا) منتشر شده. گفته مي شود اين محافل ضمن ارزيابي تحولات يك سال و نيم گذشته به اين نتيجه رسيده اند كه ديگر با "دروغ تقلب در انتخابات " و "پيروزي موسوي " نمي توان جنبشي اعتراضي برساخت و اگر قرار است جريان براندازي يارگيري سياسي و اجتماعي كند بايد پيش از آن كه بقاياي اپوزيسيون نيز از هم بپاشند يا ابعاد رسوايي و انزوا گسترده تر شود، ادعاي دروغين "تقلب " و "پيروزي " را به تدريج به بايگاني سپرد و از نقطه ديگري شروع كرد، چنان كه گنجي مي گويد "سبز بودن لزوماً به معناي باور به تقلب و پيروز بودن موسوي نيست. مي توان باور داشت تقلب نشده همچنان كه تاج زاده و بهزاد نبوي و رمضان زاده و عبدي و ديگران مي گويند و موسوي طبق نظرسنجي ها در سراسر كشور- به جز تهران- از احمدي نژاد عقب بوده اما در عين حال سبز بود. سبز بودن را بايد معنايي ديگر كرد ".
اما فارغ از خاستگاه رفتار انتحاري گنجي در خدمت تغيير فاز مورد نظر سازمان سيا، محافل توجيه نشده ضد انقلاب كه رشته ها و بافته هاي 17-16 ماهه خود را -آن هم توسط كسي كه قهرمان! معرفي مي شد- پنبه مي بينند، واكنش هاي عجيب و غريب و خواندني بروز داده اند.
سايت بالاترين در واكنشي كه كامنت هاي خواندني اي نيز به همراه داشت نوشت: انصاف اين است كه بگويم گنجي آن استدلالات را به اين بهانه عنوان كرده تا ثابت كند مي توان به تقلب در انتخابات و پيروزي موسوي معتقد نبود و "سبز " بود اما به نظر مي رسد آنچه در اين بحر طويل گم شده باشد اين است كه به هر حال وقتي جناب گنجي با اين صغري و كبري چيدن، "استدلال " و نيز "تاكيد " مي كند كه تقلبي نشده و نتيجه مستقيم آن اين است كه احمدي نژاد در واقع نماينده و منتخب واقعي جمهور مردم است. خب! آن وقت طبعاً سوال ساده اي كه به ذهن ساده دلي مثل من مي ر سد اين است كه اگر واقعاً جناب احمدي نژاد رئيس جمهور منتخب و حقيقي مردم است، پس ما چه حرفي داريم براي زدن، و در واقع به چه داريم اعتراض مي كنيم اين وسط، يا صريح تر بگويم، ما چه حقي داريم كه اعتراضي كنيم به انتخابات يا "رئيس جمهور " و كاركرد رژيم؟
بالاترين سپس به بازتاب تحليل گويانيوز ( به قلم گنجي) در كيهان استناد مي كند و مي نويسد: كيهان به استناد مقاله گويانيوز مي گويد بي خود شلوغ نكنيد، كله گنده هاي سبز و تاج زاده، رمضان زاده، بهزاد نبوي و عبدي مي گويند تقلب نشده است. به خبر كيهان مراجعه كنيد ببينيد خوش نويسي هاي جناب گنجي به مذاق چه كساني شيرين آمده است. البته نشريه وزين كيهان تنها رسانه نظام نيست، جهان نيوز و تابناك و وطن امروز و تعداد بي شماري از سايت ها هم به اين مسئله پرداخته اند.
زير اين تحليل بالاترين كامنت هايي از عناصر ضدانقلاب عصباني و بي خبر از همه جا جلب توجه مي كند، از جمله: "گنجي به جاي آن كه به نظرات اصلاح طلبان منحط ]![ مراجعه كند، بايد به نظرات مخالفان مراجعه كند... گنجي ها ستون پنجم حكومتند و اين تمثيل درباره آنها مصداق دارد كه: به آهو مي زند هي بر دويدن، به تازي مي زند هي بر گرفتن.... اين ديوث فكر مي كند چون زندان رفته و كتك خورده، مي تونه هر ]...[ دلش مي خواهد بخوره. ]...دم[ به آن نهادهاي اروپايي كه چپ و راست به اين ]...[ تو دهن جايزه مي دهند. اين نشان دهنده اين هم هست كه ما در دنيايي بس تخمي زندگي مي كنيم... آدم چرندي هست اين گنجي. توي احمق كه اون طرفي، ديدي كه چي شد؟ آن هم با مزخرفاتي مثل تاريكخانه اشباح و غيره. "
اما سايت "جرس " براي اينكه ثابت كند اكبر گنجي بي ربط نوشته استدلال هاي كاملا محكمي! ارائه كرده است؛ بخوانيد: "جنبش براي من از زماني شروع شد كه موسوي خود را برنده انتخابات معرفي كرد و هر نتيجه اي غير از اين را باطل اعلام نمود. قطعا اين احمدي نژاد نبود كه انتخاب شده است. آنچه شما (گنجي) به عنوان "اختلاف نظر " توجيه مي كنيد چيزي جز ايجاد شبهه آن هم در زمان و مكان كاملا غلط نيست. شما كه سخنران اهداي جايزه قلم طلايي به احمد زيدآبادي بوديد فراموش كرديد كه ايشان معتقد بود قطعا كروبي و موسوي به دور دوم خواهند رفت؟ "!
جرس همچنين به همراه گويانيوز مشتركا مقاله اي را منتشر كرد كه ادعا مي كرد: اظهارات تاج زاده و رمضان زاده و نبوي را بايد در كنار محدوديت هاي آنها ديد و حداقل به آنها استناد نبايد كرد. حتي در صورت اظهارنظر آنها هم، گفته هاي آنها نمي تواند مستند قرار گيرد. توقعي از خاتمي هم- كه چندين انتخابات برگزار كرده و با سازوكار بسته آن آشناست- براي اظهارنظر در خصوص يك تقلب نه توقعي منطقي است و نه اخلاقي]![. در شرايطي كه اپوزيسيون هر روز با موانع جديدي مواجه مي شوند، آيا تحليل دادن انرژي آنها قابل دفاع است؟ آيا گنجي هنوز سبز مانده است؟ "
سايت بالاترين هم در مقاله ديگري نوشت: آقاي گنجي به نظر مي رسد جاي اين تحليل ها در حوزه اختصاصي تحليلگران و مكاتبات داخلي آنهاست تا پس از پختگي در حوزه عمومي منتشر شود و تبعات آن موجب وارد آمدن ضربه مهلك به اميد و حركت اپوزيسيون نشود... شما به آقاي خاتمي استناد مي كنيد. يقينا خاتمي موضعي تندتر از آنچه اتخاذ كرده، بيان نخواهد كرد. اما نكته اساسي كه در نوشته شما القا مي شود مبني بر اينكه شبهه در ]سلامت[ انتخابات، تنها بهانه اي است و خود مدعيان تقلب هم آن را باور ندارند، آيا به تحليل هاي كيهان شبيه نيست؟
در اين ميان تحليل سايت ضدانقلابي خودنويس جالب بود كه نوشت: مقاله گنجي تغيير جهتي 180درجه اي را در مواضع گذشته وي نشان مي دهد. براي همه ما او مظهر مقاومت و پايداري بود و اكثر ما اعتصاب غذاي حماسي او را به ياد داريم. نكته ديگر اينكه هيچ پاسخ قانع كننده اي در رد نظريه او وجود ندارد. او مي گويد اگر ادعاي تقلب درست است، 27 ميليون نفري كه مي گوييد به موسوي و كروبي راي داده اند، كجا بودند؟... به طور ساده گنجي يكه و تنها، تابويي را كه مدت هاست بسياري از ما مخالفان را درگير خود ساخته و آن تابوي "تقدس و بي خطا و اشتباه بودن جنبش سبز " است، به چالش كشيده است و شايد به همين خاطر است كه نارضايتي بسياري از طرفداران سابق وي را فراهم كرده است. اما هيچ كدام از اين ناراضيان مدركي براي رد نظر گنجي ندارند و اكثرا با قضيه، احساسي برخورد مي كنند.
خودنويس اضافه مي كند: به جاي اينكه مثل گنجي در مقالات قبلي بپرسيم "با اين رژيم چه بايد كرد؟ " و حالا كه از پاسخ به پرسش تامل برانگيز او ناتوانيم- شايد بهتر باشد از خودمان بپرسيم "با اين گنجي چه بايد كرد؟ "
زير اين مقاله خودنويس هم كامنت هايي جلب توجه مي كند: چه قدر... نه كساني كه فكر مي كنند كروبي بي سواد 13ميليون راي آورده... عجيب است، سفسطه اينها مثل هم است. كديور مي گويد هم غزه هم لبنان، گنجي مي گويد كدام تقلب... اسماعيل خويي چي؟ او هم گفت شعار جمهوري ايراني مو بر تنش راست مي كند و اين را با شعار هيتلر مقايسه كرد. "ف، تابان " چي؟ او هم به همراه ديگر چپ ها از شعار نه غزه نه لبنان نگران شد و مدت ها در سايت "اخبار روز " عزا گرفته بود... آقاي گنجي روزي در تورنتو تابلويي را برايت با خط نوشتم و دادم، آن روز آن را تقديم به آرش زمان كردم. راستي از آن روزها به بعد كمتر حوصله مي كنم مقالات بلندت را بخوانم. تو از چشمم افتاده اي يا اينكه تو زبان ما را نمي فهمي.
و دست آخر "بالاترين " بود كه نوشت: ما هنوز يك چيز را نمي دانيم. كه از حكومت بيزاريم اما در قمار هر ساله در انتخابات نظام شركت مي كنيم. جناب گنجي ما سردرگميم. اين قمار هميشگي ما ميان بد و بدتر است.
*نتانياهو: كجاي دنيا را اسم ببرم كه ايران نفوذ نداشته باشد؟!
نخست وزير وحشت زده رژيم صهيونيستي مي گويد: ايران از افغانستان تا آمريكاي لاتين نفوذ پيدا كرده است.
به گزارش روزنامه صهيونيستي جروزالم پست، نتانياهو با هشدار به نفوذ ايران در چهارگوشه جهان گفت: امروز نفوذ رژيم ايران از غزه تا لبنان و از افغانستان تا آمريكاي جنوبي و آفريقا را مي بينيم. اين نفوذي است كه ايران بدون توانايي هسته اي دارد. تصور كنيد اگر چنين حكومتي به سلاح هسته اي هم دست پيدا كند چه خواهد شد.
وي مدعي شد: ما با كشوري مواجهيم كه هر تلاشي مي كند تا براي نابودي ما به سلاح هسته اي دست پيدا كند. جامعه جهاني بايد مطمئن شود كه سلاح هسته اي در اختيار ايران نيست.
نخست وزير رژيم صهيونيستي همچنين گفته است: ما از غزه عقب نشيني كرديم و پس از آن با شليك 12 هزار راكت به سوي خود مواجه شديم.
ادعاي نتانياهو مبني بر تلاش ايران براي دستيابي به سلاح هسته اي به عنوان شرط نابودي رژيم صهيونيستي در حالي است كه حزب الله لبنان در شمال فلسطين اشغالي و جنبش حماس در جنوب فلسطين اشغالي به تنهايي از پس ارتش تا بن دندان مجهز صهيونيستي برآمدند و به يقين اگر سلاح هسته اي تاثيري در قدرت و امنيت داشت، نخست وزير رژيم صهيونيستي با وجود داشتن دست كم 200 كلاهك هسته اي و ارتكاب جناياتي نظير جنايت غزه و جنوب لبنان، چنين از سر استيصال و وحشت حرف نمي زد.
*ترور و بمب گذاري كنيد، پناهندگي بگيريد
پنجمين عامل بمب گذاري خونبار مسجد شيراز در سال 1387 مي گويد، تجهيزات براي اين اقدام تروريستي را از يك گروهك مقيم آمريكا دريافت كرده است.
علي موسوي مطلق در گفت وگو با پرس تي وي گفت: گروه انجمن پادشاهي كه مقر آن در آمريكا قرار دارد، پول و لوازم مورد نياز براي انفجار حسينيه سيدالشهداء شيراز را در اختيار من قرار داده بودند.
موسوي مطلق 32 ساله همچنين در مصاحبه با پرس تي وي گفت: با وعده كمك مالي و پناهندگي، به گروهك تروريستي انجمن پادشاهي پيوسته است.
شامگاه 24 فروردين 1387 شمسي هنگام حضور حدود 800 زن و مرد در جلسه هفتگي كانون رهپويان وصال در حسينيه سيدالشهداء شيراز، بمبي منفجر شد كه در اثر آن ده ها تن شهيد و بيش از 200 نفر مجروح شدند.
پس از اين انفجار خون بار، گروه ضد ايراني با نام انجمن پادشاهي، مسئوليت اين بمب گذاري را برعهده گرفت.
پيش از اين در سال 1388 سه نفر از عوامل اصلي اين بمب گذاري در تهران بازداشت و پس از محاكمه به دار مجازات آويخته شده اند.
حجت الاسلام بانشي، دادستان عمومي و انقلاب شيراز دراين باره گفته بود كه اين افراد در قالب گروهك تروريستي با عنوان تندر (انجمن پادشاهي) كه از طرف آمريكا و غرب حمايت مي شدند، فعاليت مي كردند.
وي اتهامات آنان را عضويت و همكاري با گروهك تروريستي در طراحي و براندازي نظام، طراحي و مشاركت در بمب گذاري حسينيه شيراز، تهيه مهمات و سلاح و نيز ساخت بمب اعلام كرده بود.
به گفته حجت الاسلام بانشي، اين افراد همچنين قصد داشتند در حوزه علميه شاه قيس، مسجد دانشگاه شيراز، سد سيوند و اتوبوس هاي حامل پاسداران بمب گذاري كنند و ترور امام جمعه شيراز نيز از ديگر برنامه هاي تروريستي اين گروهك بود
*توبه نكنيد! موسوي و كروبي و خاتمي تنها مي مانند
ارگان گروهك اتحاد جمهوري خواهان پيش بيني كرد برخي اصلاح طلبان همراه فتنه گراني چون موسوي و كروبي، ضمن ابراز توبه به جنبش سبز پشت كنند.
"ايران امروز " ضمن هشدار نسبت به اينكه ممكن است اصلاح طلبان در دام بيفتند، نوشت: توبه سياسي و موضع گيري عليه سران نمادين جنبش نظير آقايان موسوي و كروبي و خاتمي، تنها گذاشتن آنها و پشت كردن به كساني است كه بازداشت شده اند. اين امر مي تواند پيام هاي سنگيني براي اپوزيسيون داشته باشد و بر يأس و نااميدي بيشتر دامن بزند.
ارگان گروهك ياد شده از اصلاح طلبان خواسته به جاي توبه و عقب نشيني در انتظار فرصتي براي تكرار اعتراض ها باشند. "ايران امروز " همچنين نوشت: شما نبايد به واسطه خط كشي با سران جنبش، خود را نابود كنيد.
يادآور مي شود گروهك ليبرال و آمريكايي "اتحاد جمهوري خواهان " گروهكي نيمه تعطيل است كه از بقاياي چند گروهك ماركسيستي متحد نظير فدائيان خلق و حزب توده و شماري از سلطنت طلبان و مدعيان عنوان ملي- مذهبي تشكيل شده و برخي اعضاي آن ارتباطاتي با برخي احزاب افراطي نظير مشاركت دارند.
منبع : فارس نیوز